پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز

پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز
پیوندها

آی چشمم!

چهارشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ب.ظ

یک روز گلوله ی عراقی ها، به چراغ توپ واحد ما خورد و چراغ از هم پاشید. یکی از بچه ها که کنار توپ نشسته بود، چشم اش را گرفت و گفت: ـ آی چشم ام! ترکش خورد. بعد روی زمین غلتید و ناله کرد. همه دورش جمع شدیم. به زور دستش را از روی چشمش جدا کردیم. یکهو دیدیم، سالم است. بعد غش غش شروع کرد خندیدن. فرمانده نزدیک آمد و یک سیلی آبدار زد زیر گوشش و گفت: ـ ما را مسخره کردی؟ سرباز جواب داد: فرمانده چرا میزنی؟ این توپ بیچاره که نمی تواند بگوید: «آی چشمم!» من به جاش گفتم.

... برگرفته از جنگ و درنگ ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">