پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز

پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز
پیوندها

۱۸ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

فقط دعا کنید پدرم شهید بشه! خشکم زد.

- گفتم دخترم این چه دعاییه؟

- گفت: آخه بابام موجیه!

- گفتم: خوب ان شاءالله خوب میشه، چرا دعا کنم شهید بشه؟

- آخه هر وقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه

شروع میکنه منو و مادرو برادر رو کتک میزنه!

امامشکل ما این نیست!

- گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟

- گفت: بعد اینکه حالش خوب میشه و متوجه میشه چه کاری کرده.

شروع میکنه دست و پاهای همه مون رو ماچ میکنه

و معذرت خواهی میکنه.

حاجی ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمون رو ببینیم.

حاجی دعا کنید پدرم شهید بشه و به رفیقاش ملحق بشه...

چفیه ی یه رزمنده رو اشتباهی برداشتند .... داد زد:

حوله، لحاف، زیر انداز، رو انداز، دستمال، شماسک،

کلاه، کمربند، جا نماز، سایه بون، کفن، جانونی،

باند زخم، تور ماهی گیری.... همه رو بردن...! :)

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد....

دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهیمه قبول شدی!!!!

ولی... هیچ وقت نفهمیدند...

کلاس اول وقتی می خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا،

یک هفته در تب می سوخت.... !!!!

یک تانک افتاده بود دنبالش. معلوم نبود چطوری آن جلو مانده؛ آرپی جی زن ها را صدا زدند. 

آنقدر شلیک کردند که تانک منفجر شد. پسر که به خاکریز رسید، پرسیدیم کجا بودی؟ 

 گفت: " دیشب که رفتیم جلو، خوابم برده بود. تقصیر مادرمه؛ 

از بس به ما زور می کرد سر شب بخوابیم، بد عادت شدیم. "

... برای دریافت اندازه اصلی، بر روی تصویر تلیک نمایید ...