پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز

پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز
پیوندها

۶۱ مطلب با موضوع «تصـاویـر خام و زندگینامه» ثبت شده است

... برای دریافت بر روی تصویر تلیک نمایید ...

... برای دریافت بر روی تصویر تلیک نمایید ...

... برای دریافت بر روی تصویر تلیک نمایید ...

اینکه گاهی بعضی ها به شوخی یا جدی می‌گویند: بزرگتری به عقل است نه به سن، راست می‌گویند. لابلای تاریخ را که ورق می‌زنی پر است از افراد کار کُشته در عالم سیاست و جنگاوری و … که مویی سفید کردند و خونی از آنها در راه اسلام ریخته شده است که در نوع خود سوابق بی نظیری دارند؛ اما همین که زمانِ تصمیم گیری هایِ حساس شده، پایشان لغزیده و چنان اشتباه کرده اند که دودمان سالها مجاهدتشان را در دقایقی و شاید ثانیه هایی به باد فنا داده اند. اما در کنار اینها نیز نوجوانانی بودند که بدون هیچ تحصیل و یا سابقه ای توانستند در زمان خود به قدری بصیرت داشته باشند که در لحظه ای ره صد ساله را بپیمایند و جاودانه شوند برای همیشه. اینان همان هایی هستند که قاسم بن الحسن (ع) را الگوی خویش قرار دادند و مانند همین آقازاده تا ابد روزی خورِ درگاهِ حضرتِ حق شدند. از این نوجوانان در دوران هشت سال جنگ تحمیلی کم نداشتیم که خود را فرزندان امام روح الله (ره) می‌دانستند و در لبیک به فرمان جهاد پیر مرداشان ردای جنگ پوشیدند و اسلحه هایی به دست گرفتند که بعضاً از قدشان هم بزرگتر بود؛ اما دلشان دریا بود و جگر شیر داشتند. 

یکی از این دلاور مردان کوچک به نام شهید عبدالمجید رحیمی است که به خاطر جثه کوچکش هم اسلحه از قدش بلندتر بود و هم کلاه برای سرش بزرگ؛ اما تصمیم گرفت خونش در راه اسلام ریخته شود و شد. عبدالمجید که سنش کمتر از ۱۵ سال بود جمله ای سوزاننده دارد که با آن می خندد به ریش تمام دنیا پرستانی که مغبون دو عالمند. می‌گوید:

«همه خیال می کنند جنگ، سر من یک کلاه گشاد گذاشته، اما این منم که سر زندگی را گول مالیدم!!»

منبع : خبرگزاری فارس


مطالب مرتبط:
عیادت جمعی از اهالی محله از پدر بیمار شهید «عبدالمجید رحیمی»


هنوز هشت ماه از ثبت‌نام در مدرسه علمیه الحجه نگذشته و در حال مطالعه مقدمات علوم بود که احساس تکلیف کرد. قیل و قال درس و مدرسه را رها نمود و به حدیث عشق روی آورد و به همان نام و نشان بیش از شش ماه در جبهه حضور داشت تا آخرین صفحه زندگیش را در مجنون‌ترین جزیره دنیا در عملیات خیبر رقم زد و هیچ نام و نشانی هم از او نماند. شهید شمس‌الدین دائم‌الذکر بود و متفکر و ساکت، نسبت به دعای کمیل اهتمام داشت. رعایت حدود الهی و حقوق مردم را می‌نمود تا جایی که روزی از درختی در کنار جوی آبی میوه‌ای چید و خورد و با این که صاحب باغ از فامیل‌های نزدیکش بود به او نامه‌ای نوشت و حلالیت طلبید. این شهید در وصیت‌نامه خود گفته است: «اگر در هنگام شهادت با لباس جبهه مرا به خاک سپردید پول لباس را برای کمک به جبهه ارسال کنید.» طلبه بسیجی شهید «شمس‌الدین فخار»، سال 1347 در نجف‌آباد متولد شد و در 7/12/1362 در عملیات خیبر (جزیره مجنون) به شهادت رسید.

... منبع: روزنامه کیهان ...