پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز

پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز
پیوندها

نشان بی نشان…

يكشنبه, ۶ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۰۸ ب.ظ

شهید دانش آموز محسن هاشمی

زندگی نامه:

آذر ماه ۱۳۴۳ در استان ایلام (شهرستان دره شهر) دیده به جهان گشود. در سه سالگی به همراه خانواده اش به خرمشهر مهاجرت کرد. دوره ابتدایی را در دبستان شرافت و دوره راهنمایی را در مدرسه دریابد رسائی با موفقیت پشت سرگذاشت و وارد دبیرستان بایندر شد. در ایام تحصیل علاقه زیادی به یادگیری قرآن کریم و معارف دینی داشت به همین جهت قرائت قرآن و دروس دینی را فراگرفت.

زمانی که انقلاب اسلامی آغاز شد، در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و در هر فرصتی که پیش می آمد عکس ها و اعلامیه های حضرت امام(ره) را پخش می کرد. در یکی از تظاهرات ها علیه رژیم ستم شاهی توسط نیروهای شهربانی دستگیر شد و با وساطت یکی از اقوام که پزشک زندان بود، آزاد شد. مطالعات عمیقی در مسائل دینی داشت. نسبت به انقلاب و اهداف امام(ره) از بینش وسیعی برخوردار بود. در مناظره و مباحثه ماهر بود؛ مکتب مارکسیست ها را در برابر نور درخشان اسلام، محکوم و مفتضح می ساخت. فعالیت در انجمن اسلامی مدرسه ، مسجد و کتابخانه از دیگر برنامه هایش بود. جهت گذراندن دوره نظامی نیروهای مردمی عازم پادگان شهید بختور خرمشهر شد، چند روزی از آموزش های نظامی نگذشته بود که جنگ تحمیلی شروع شد. به همراه دیگر مدافعان خرمشهر به مقابله با متجاوزین بعثی شتافت و در راه دفاع از دین و وطن به درجه رفیع شهادت نایل آمد. در شهادتش به جده ی خود حضرت زهرا سلام الله علیها اقتدا کرد چرا که در تاریخ شهادتش نقلهای مختلفی وجود دارد و قبرش ناپیداست …

خاطرات دوستان و خانواده:

اهل مطالعه بوده و کتب بزرگانی چون علامه طباطبایی، شهیدمطهری و… مطالعه می کرد؛ همچنین علاقه زیادی به خواندن کتب فلسفی داشت. آن قدر به موازین اخلاق اسلامی پایبندی داشت که الگویی برای دیگران شده بود. چهره ای همیشه متبسم که اطرافیان با دیدنش احساس آرامش و نشاط می کردند، در زمینه خودسازی بسیار اهتمام می ورزید، دو روز در هفته روزه مستحبی می گرفت و اهل نماز شب هم بود. با وجود اینکه خانواده اش از رفاه نسبی برخوردار بودند، ترجیح می داد ساده زندگی کند، کم می خورد و لباسهای ساده می پوشید. با جریانات ضد انقلاب همچون منافقین، مارکسیستها و توده ای ها به شدت مخالف بود. برای دوستانش تعریف می کرد که به تهران رفته بود و به همراه مردم به مقر حزب توده حمله کرده است. از شاگردان ممتاز مدرسه به شمارمی رفت . گاهی در کلاس – خصوصاً درس دینی- به جای معلم تدریس می کرد. با همکاری دوستانش اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان را در خرمشهر تاسیس کرد و در آنجا فعالیت های چشمگیری در زمینه مسائل فرهنگی، عقیدتی و سیاسی داشت. در جریان اغتشاشات گروهک ها در مدرسه، که هدفشان تعطیلی مدارس بود، هوشیارانه به همراه دیگر دوستانش مانع فعالیت های خرابکارانه آنها شد و از تعطیل شدن درس و مدرسه جلوگیری کرد.

وصیت نامه:

به نام آن خدایی که به دو رحمت عطا کند، رحمت رحمانیه و اگر لایق باشیم رحمت رحیمیه. امیدوارم خداوند امت اسلام را از تمامی خطرات، سالم برهاند. راستش اول ترس در دلم بود و لکن بعد از خواندن نماز، ترس را فراموش کردم و دیدم که این جهان بینی ماست که جهان ماهیت (از اویی و به سوی اویی) دارد، پس از چه بترسیم که این مرگ نسبی باعث گسترش حیات است.

اللهم انصرالاسلام و المسلمین و اخذل الکفار و المنافقین

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی / تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

من از او جان ستانم جاودان / او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ

گریه بر من حرام است، بخندید که من از رسیدن به این افتخار منصورم.

والسلام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">