پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز

پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی شهدای دانش آموز
پیوندها

شهید حیدر شهیدی

دوشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۰۴ ق.ظ

وی را حیدر نام نهادند و چه اسم با مسمایی که صاحب این نام 11 سال پس از آن به یاری دین خدا برخواست و در حالی که با هزاران عشق و امید در حال سپری کردن دوره راهنمایی بود، از مدرسه شهید ابوالقاسم اسدی دهرم قدم به عرصه عشق و ایثار نهاد و مانند حسین فهمیده و بهنام محمدی و هزاران نوجوان دانش‌آموز بسیجی، قاسم و اکبرهای کربلایی ایران را بازنویسی کرد. معلم پرورشی مدرسه شهید اسدی پیش‌تر، درس ایثار و شهادت و فداکاری و دفاع از حریم ولایت و امامت به آنان آموخته بود که در ادامه همان راه 13 دانش‌آموز مدرسه به معلم شهید خود پیوستند...

شهید حیدر شهیدی دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه شهید اسدی دهرم با موفقیت به پایان رساند. از آنجا که در خانواده‌ای مذهبی و با ایمان پرورش یافته بود، در مساجد حضور می‌یافت و در زمینه کلاس قرآن و فعالیت‌های هنری شرکت فعال داشت. وی در زمینه کشاورزی نیز فعالیت داشت و مانند تمام آنان که از خاک به افلاک رسیدند راز کندن از خاک و دوباره پیوستن هر چیز به خاک را خود آموخته بود و از این رو بود که وزنی سبک و پایی چابک در راه شهادت داشت. شهید حیدر شهیدی با گروهی از همکلاسی‌ها به جبهه جنوب، لشکر 19 فجر اعزام شد و خود را در صف مجاهدانی قرار داد که به دفاع از کیان این ملت برخاسته بودند. این بسیجی عاشق با صدور فرمان حضرت امام که حضور در جبهه‌های جنگ را نوعی تکلیف بیان فرمود پس از امتحانات خرداد ماه در بهمن 1363 به همراه جمع کثیری از همکلاسی‌ها به جبهه‌های جنگ حق علیه باطل شتافت و به دفاع از هر آنچه داریم قامت برافراشت و در قالب گردان ابوذر لشکر 33 المهدی در عملیات پیروزمند بدر در شرق دجله جزایر مجنون شرکت کرد. وی در زیر آتش شدید دشمن و انفجار گلوله‌ و ترکش‌، مشغول رساندن مهمات و آب و غذا به رزمندگان گردان بود و آن‌گونه که نقل است گلوله‌باران وسیع منطقه مانع از انجام وظیفه او نشد. سرانجام این نوجوان پاکباخته برای بار دوم در اوایل سال 1365 بنا به فرمان امام خود به همراه جمع کثیری از دوستان عازم میادین نبرد شد و این بار منزل رزم او گردان امام مهدی لشکر 19 فجر بود . وی در 22/2/1365 برای انجام یک عملیات ایذایی به منطقه شرهانی (شمال فکه) اعزام شد و پس از نبرد خونین و جنگ تن به تن در تپه ماهورها و سرزمین رملی منطقه با بعثیون کافر بر اثر اصابت ترکش و تیر مستقیم دشمن مورد هدف قرار گرفت و در سحر گاه 22/4/65 همزمان با سومین روز ماه مبارک رمضان در حالی که ندای یا حسین مظلوم و یا زهرای او قطع نمی‌شد، دیدگان خود را فرو بست و بال در بال ملائک نگاه خود را به افق بی‌کران آسمان‌ها دوخت و گوهر جان را نثار مقدم یار کرد. پیکر پاکش مدت چند سال در منطقه باقی ماند تا اینکه پس از اعلام آتش بس و اتمام جنگ گروه تفحص شهدا، بقایای پیکر مطهرش را به زادگاهش دهرم انتقال دادند و در شهریور ماه 1369 برابر 28 صفر، پیکرش بر روی دست همرزمان و امت شهید‌پرور دهرم تشییع و در جوار دیگر شهدای جنگ تحمیلی به خاک سپرده شد.

این شهید در بخشی از وصیت‌نامه خود با آفرین گفتن به پدر و مادر خود، نگاشته است که:

با شهید شدن من، شما پیش امام حسین (ع) و فاطمه زهرا (س) رو سفید شدید.

شهید حیدر شهیدی از تمام اهالی روستای دهرم حلالیت طلبیده و از آنان خواسته که اگر کشته شد، سلاح وی را به دست گرفته و از اسلام و امام پشتیبانی کنند. وی همچنین از همکلاسی‌های خود خواسته که در سنگر مدرسه کوشا باشند.

او در انتهای وصیت‌نامه خود بیان کرده است که: از پدر خود می‌خواهم که از شهادت من ناراحت نباشد و شب‌های جمعه در کنار قبر من فاتحه بخواند و من را در جوار امامزاده دهرم در کنار قبر شهید حمزه قربان دفن کند.

نظرات  (۱)

  • خادم الشهدا
  • با سلام
    ممنون از محتوای ارزشمندی که تو سایتتون منتشر میکنید...
    حقیر هم آدرس شما رو لینک کردم.
    حق یارتون
    یا علی
    پاسخ:
    علیکم السلام
    وظیفه ست...
    ممنون از محبت شما
    یاعلی مدد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">